آیا با انواع کارآفرینی آشنایی دارید؟

قبل از این که به موضوع انواع کارآفرینی بپردازیم، ممکن است با این سوال مواجه شویم که اصولا کارآفرین به چه کسی می‌گویند؟

در یک تعریف کلی می‌توان گفت کارآفرینان افرادی هستند که مشتاق ایجاد یک تغییر اساسی در دنیای اطراف خود هستند. این افراد برای آن که رهبران و نوآوران تاثیرگذاری باشند، باید مهارت‌های خاصی را کسب کنند.

کارآفرینی عبارت است از فرآیند توسعه، راه اندازی و اداره‌ی یک کسب و کار. بدیهی است که انواع مختلفی از کسب و کار در دنیا وجود دارد؛ پس به تبع انواع مختلفی از کارآفرینی هم قابل تعریف است.

 

بیشتر بخوانیم:

کارآفرینی به چه معناست؟


افراد مختلف، خواسته‌ها و دیدگاه‌های متفاوتی برای راه اندازی کسب و کار خود دارند و اصولا هر فردی کسب و کار خود را، بر اساس شخصیت، مهارت‌ها و ویژگی‌های خودش راه اندازی می‌کند. مثلا برخی افراد فکر می‌کنند با سخت کوشی بیشتر، به موفقیت‌های بیشتری دست می‌یابند؛ در حالی که عده‌ای دیگر معتقدند با داشتن یک سرمایه‌ی قوی، می‌توانند کسب و کاری موفق راه بیندازند. هم‌چنین برای برخی افراد سوددهی و برای برخی دیگر، ارائه‌ی خدمات اجتماعی از اهمیت بالاتری برخوردار است.

پس اگر معتقدید همه‌ی کارآفرینی‌ها یک جور هستند، وقت آن رسیده است که دیدگاه خود را در این مورد تغییر دهید.

در این مقاله با ما همراه باشید تا با 13 نوع مختلف کارآفرینی آشنا شویم.

1- کارآفرینی اجرایی (Administrative)

این نوع کارآفرینی، شامل تمامی تکنیک‌ها و عملکردهای اداری است؛ به این ترتیب که روشی موثر برای مدیریت مسائل حال حاضر و آینده‌ی سازمان فراهم می‌کند و باعث می‌شود سازمان از یک مزیت رقابتی و شایستگی خاصی برخوردار شود.

مثال‌های اندکی در مورد کارآفرینی اجرایی وجود دارد که می‌تواند برای مدیریت کیفیت محصول و طراحی کسب و کار، به ما ایده دهد. به طور کلی وظایفی که در این نوع کارآفرینی انجام می‌شود، بهره وری سازمان را به حداکثر می‌رساند و باعث می‌شود شرکت شما در بازار رقابتی، پایدار بماند.

برای مثال دولت بنگلادش، طرح بازنشستگی سالمندی را نوعی کارآفرینی اجرایی تلقی می‌کند.

2-  کارآفرینی فرصت طلبانه (Opportunistic)

با تغییر محیط کسب و کار، فرصت‌های جدیدی برای سرمایه گذاران و نوآوران ایجاد می‌شود. ولی همه‌ی آن‌ها قادر به شناسایی این فرصت‌ها و استفاده‌ی به موقع از آن‌ها نیستند. کارآفرینی فرصت طلبانه به معنای شناسایی و بهره وری از فرصت‌های دست اول در محیط کسب و کار است.

برای این که با کارآفرینی فرصت طلبانه بیشتر آشنا شوید، پیشنهاد می‌کنیم سری به فعالیت‌های کارآفرینانی از جمله Arthur Fry و Lan Hancock بزنید.

3- کارآفرینی اکتسابی (Acquisitive)

در این نوع کارآفرینی از مجموعه‌ای از ویژگی‌ها و مهارت‌ها استفاده می‌شود تا بهره‌وری سازمان و شایستگی‌های آن ارتقا یابد. آن چه به عنوان ارزش در این نوع کارآفرینی مطرح است، بهره‌گیری از فضای رقابتی و ظرفیت‌های موجود در محیط کسب و کار است که باعث دوام آوردن کسب و کار در این دنیای رقابتی می‌شود.

ویژگی برجسته‌ی این کارآفرینی این است که شکست، هرگز مانع از یادگیری و کسب مهارت‌های جدید سازمان نمی‌شود؛ بلکه سازمان را به کشف مسیرهای جدید تشویق می‌کند.

Imagesbazaar.com (بزرگ‌ترین مجموعه تصاویر خلاقانه با چهره‌های هندی در جهان) مثالی از یک کارآفرینی اکتسابی است. موسس این کسب و کار، Sandeep Maheshwari در نخستین سال راه اندازی، موفق به تولید شاهکار برای مجموعه خود نشد. اما بعدها کشف کرد که چگونه می‌تواند ایده‌ی خود را به موفقیت بزرگی تبدیل کند.

4- کارآفرینی جوجه کشی (Incubative)

خلق ایده‌های جدید و پذیرش ریسک‌های کم‌تر شناخته شده در یک سازمان، می‌تواند منجر به این نوع از کارآفرینی شود. در کارآفرینی جوجه کشی، ایده‌ها و ریسک‌های جدید به روشی موثر و پربار استفاده می‌شود. البته در این بین باید اطمینان حاصل شود که استفاده از ایده‌ها و ریسک‌های جدید، برای سازمان می‌تواند سوددهی داشته باشد.

برای مثال، برخی شرکت‌های فناوری مثل مایکروسافت و نوکیا، همیشه تکنولوژی‌های جدیدی را در طیف گسترده‌ای از محصولات به کار می‌برند و محصولات آن‌ها در بین محصولات موجود در بازار، از تمایز خاصی برخوردار است.

 

 

5- کارآفرینی تقلیدی (Imitative)

در این نوع کارآفرینی، یک سازمان بر اساس قرارداد و حق رای، می‌تواند محصول یا خدمتی را کپی کند. این مدل از کارآفرینی، باعث گسترش فناوری جدید در دنیا می‌شود تا مردم بتوانند از آن استفاده کنند. در واقع در کارآفرینی تقلیدی، از فناوری‌های موجود در جهان استفاده می‌شود؛ ولی سازمان بر اساس شرایط مکانی مورد نظر، تغییراتی (modification) را در این فناوری‌ها ایجاد می‌کند.

افرادی که شروع به کارآفرینی تقلیدی می‌کنند، اعتماد به نفس و عزم راسخی دارند و می‌توانند از اشتباهات دیگران در جهت راه اندازی کسب و کار خود درس بگیرند.

مثلا Walton BD، یک شرکت بنگلادشی است که با تغییر تکنولوژی‌های موجود در دنیا، محصولاتی از جمله یخچال، موتور سیکلت و سایر لوازم الکترونیکی تولید می‌کند.

 

 

یک مثال بارزتر از کارآفرینی تقلیدی، کشور چین است که با به کارگیری و تغییرات تکنولوژی‌های مربوط به موبایل، سطح جدیدی از محصولات الکترونیکی را تولید می‌کند.

6- کارآفرینی خصوصی (Private)

نوعی از کارآفرینی که در بخش خصوصی استارت می‌خورد، کارآفرینی خصوصی نام دارد. اصولا دولت هر کشوری، خدمات گسترده‌ای را برای راه اندازی کسب و کارهای خصوصی ارائه می‌دهد تا کارآفرینان برای راه اندازی سازمان خود، انگیزه داشته باشند. هم‌چنین این نوع کارآفرینی باعث سرعت بخشیدن به توسعه‌ی اقتصادی کشور می‌شود.

تسلا، دیزنی، فرئشگاه‌های غذایی و بیمارستان‌های زنجیره‌ای، نمونه‌هایی از کارآفرینی‌های خصوصی هستند.

 

 

7- کارآفرینی عمومی (Public)

کارآفرینی عمومی تحت نظارت آژانس‌های توسعه‌ی دولتی است. در کارآفرینی عمومی، بیشتر تمرکز بر روی حل مسائل داخلی دولت است. فعالیت این نوع کارآفرینان تحت نظارت قوانین و مقررات دولت است.

Hyman Rickover و Nancy Hank که رئیس صندوق ملی اوقاف هنر هستند، نمونه‌ای از کارآفرینان عمومی هستند.

8- کارآفرینی فردی (Individual)

این کارآفرینی بر اساس ابتکارات و انگیزه‌های شخصی یک فرد شکل می‌گیرد؛ به همین دلیل به آن کارآفرینی فردی می‌گویند.

افرادی مثل استیو جابز، جی کی رولینگ و مارک زاکربرگ، در واقع کارآفرینان فردی هستند.

9- کارآفرینی انبوه (Mass)

کارآفرینی انبوه زمانی شکل می‌گیرد که یک فضای تشویقی و انگیزه‌ای فوق العاده در بین عده‌ای از افراد وجود داشته باشد. این نوع کارآفرینی منجر به توسعه‌ی شرکت‌های کوچک و بزرگ در ملت‌ها می‌شود.

مثلا سرویس‌های غذایی، سالن‌های زیبایی و فروشگاه‌های محلی نمونه‌هایی از کارآفرینی انبوه هستند.

10- کارآفرینی مشاغل کوچک (Small Business)

بخش قابل توجهی از کسب و کارهای موجود در جامعه، در دسته‌ی مشاغل کوچک هستند. برای مثال، بیش از %50 کارمندان غیردولتی در ایالات متحده، در این نوع کسب و کارها فعالیت می‌کنند. سوددهی این کسب و کارها معمولا زیاد نیست؛ زیرا هدف اصلی این نوع کارآفرینان، صرفا تامین درآمد خانواده است و فرد کارآفرین به دنبال ریسک کردن برای رسیدن به یک سرمایه‌ی بزرگ نیست.

نمونه‌هایی از کسب و کارهای کوچک عبارت اند از:

  • میوه فروشی‌
  • لوله‌ کشی
  • قنادی
  • برقکار
  • نظافت منزل
  • مشاوره
  • آرایشگاه‌ها

این نوع کارآفرینان، معمولا افراد محلی یا اعضای خانواده خود را استخدام و بودجه خود را از طریق دوستان، خانواده یا وام‌ تامین می‌کنند.

11- کارآفرینی شرکت‌های بزرگ (Large Company)

شرکت‌های بزرگ با نوآوری رشد می‌کنند. این نوآوری و چرخه‌هایی که در شرکت‌های بزرگ وجود دارد، به آن‌ها کمک می‌کند تا در کنار محصولات اصلی خود، انواع جدیدی از محصولات را هم تولید کنند. در واقع کارآفرینان شرکت‌های بزرگ، افرادی حرفه‌ای هستند که می‌دانند چگونه باید نوآوری خود را در طول کسب و کار حفظ کنند.

ممکن است با خود سوال کنید که اساسا چه عامل یا عواملی باعث ایجاد نوآوری در کارآفرینان شرکت‌های بزرگ می‌شود؟ 3 عامل اصلی در ایجاد این نوآوری نقش دارند:

  • سفارشی سازی محصولات برای برآورده کردن نیاز مشتری
  • به کارگیری تکنولوژی‌های جدید
  • ظهور رقبای جدید در عرصه بازار رقابتی

این چالش‌ها باعث ایجاد عرضه محصولات جدید در شرکت‌های بزرگ و نهایتا ایجاد موفقیت می‌شود.

کمپانی‌هایی مثل LG، مایکروسافت و گوگل، نمونه‌هایی از کارآفرینی‌های شرکت‌های بزرگ هستند.

 

 

12- کارآفرینی استارتاپی مقیاس پذیر (Scalable Startup)

بیشتر افراد فکر می‌کنند که کارآفرینی کسب و کارهای کوچک مثل کارآفرینی استارتاپی مقیاس پذیر است. ولی در واقعیت، تفاوت مهمی بین این دو وجود دارد. در این نوع کارآفرینی، سازمان با هدف ایجاد یک تغییر اساسی در دنیا کار خود را شروع می‌کند؛ در حالی که گفتیم در کارآفرینی کسب وکارهای کوچک، هدف کارآفرین صرفا تامین مخارج زندگی است و به دنبال ریسک کردن و ایجاد تغییر نیست.

بودجه‌ی کارآفرینی‌های استارتاپی توسط سرمایه گذاران خطرپذیر (venture capitalists) تامین می‌شود؛ به همین دلیل است که در این گونه استارتاپ‌ها، کارمندان سطح بالا استخدام می‌شوند.

انگیزه‌ی اصلی این نوع کارآفرینی، ایجاد یک ساختار تجاری مقیاس پذیر و قابل تکرار است. سپس کارآفرین پس از شناسایی این ساختار تجاری، به دنبال بودجه‌ی بیشتر برای توسعه‌ی استارتاپ خود است. کارآفرینان این استارتاپ‌ها، به دنبال این هستند که ببینند کمبود چه چیزی در بازار حس می‌شود؛ سپس به دنبال راه حل‌هایی برای آن می‌گردند. آن‌ها به دنبال توسعه‌ی سریع و سوددهی بالا هستند.

ایجاد یک استارتاپ مقیاس پذیر، با ریسک‌های زیادی همراه است؛ به همین هر کسی سراغ این گونه کسب و کارها نمی‌رود.

کمپانی‌هایی مثل فیس بوک و اینستاگرام، نمونه‌هایی از این کارآفرینی هستند.

 

 

13- کارآفرینی اجتماعی (Social)

در این نوع کارآفرینی، کارآفرینان به دنبال افراد نوآوری هستند که هدف آن‌ها، توسعه‌ی خدمات و محصولات باشد؛ به گونه‌ای که دنیا را به جای بهتری برای زندگی تبدیل کنند. کارآفرینان اجتماعی به دنبال سوددهی‌های بزرگ و ایجاد ثروت نیستند. بلکه بیشتر کار خود را در جهت منافع اجتماعی وقف می‌کنند.

اگر بخواهیم کارآفرینی اجتماعی را با کارآفرینی استارتاپی مقیاس پذیر مقایسه کنیم، باید بگوییم هدف اصلی کارآفرینی استارتاپی، ایجاد تغییری بزرگ در دنیا است؛ ولی انگیزه‌ی اصلی کارآفرینی اجتماعی، بهبود شرایط فعلی است.

یکی از بهترین مثال‌ها در زمینه‌ی کارآفرینی اجتماعی، کمپانی Safe Point Trust است. این کمپانی در سال 2006 توسط Marc Koska تاسیس شد و کار اصلی آن، طراحی بهینه‌ی ابزار پزشکی برای افزایش ایمنی (Safety) تزریقات است. به علاوه، این کمپانی برای کشورهای کم درآمد سراسر جهان، سرنگ‌های یک بار مصرف با قیمت پایین تهیه می‌کند. این کمپانی موفق شده است از زمان تاسیس خود تا کنون، بیش از 4 میلیارد تزریق ایمن را با تجهیزات خود در بیش از 50 کشور سراسر جهان ساپورت کند.

سارا درجزینی

سارا درجزینی

سارا هستم؛ دانشجوی داروسازی دانشگاه شهید بهشتی. در زندگی‌ام به خیلی از حوزه‌ها سرک کشیده‌ام و به خیلی چیزها علاقه دارم ولی از یادگیری چند چیز خسته نمی‌شوم؛ اقتصاد، مارکتینگ، فیلم‌دیدن و البته زبان‌های مختلف! باور دارم مهم‌تر از اینکه کجا، چه کاری انجام دهیم؛ این است که ارزشمند باشیم و ارزش بیافرینیم چرا که در نهایت به قول اندی در رستگاری در شاوشنگ "چیزای خوب هیچ‌وقت نمی‌میرند!"