مهارت لیدرشیب برای یک کارآفرین؛ از نان شب واجب‌تر...

شما به عنوان یک کارآفرین، قرار است جمعی از افراد را در قالب یک تیم، رهبری کنید. ارزش‌ها، باورها و ایده‌های خود را با آن‌ها مطرح و در یک کلام، آن‌ها را با خود همسو کنید تا نهایتا به اهداف سازمان برسید.

رهبر بودن، خدادادی و ذاتی نیست. بلکه مهارتی است اکتسابی که با تمرین، ممارست و رعایت یک سری مولفه‌ها، می‌توانید آن را در خود پرورش دهید. شاید برای شما هم سوال شده باشد که چگونه یک سری افراد می‌توانند به خوبی یک تیم را با خود همدل و همسو کنند تا به اهدافشان برسند؟ شاید با خود فکر کنید این افراد یک استعداد خارق العاده دارند...

ولی این طور نیست. آن‌ها هم مثل شما روزی این سوال را با خود تکرار کرده‌اند و در راستای رسیدن به پاسخ آن، نهایتا یک رهبر موفق شده‌اند.

اگر هم اکنون نقش رهبری یک تیم را عهده‌دار یا در شرف آن هستید، باید به شما تبریک بگوییم؛ زیرا بی شک، نقطه‌ی عطفی در زندگی حرفه‌‌ای شما رقم خورده است که به این جایگاه رسیده‌اید. احتمالا اکنون پر از حس هیجان، ترس و البته اضطراب هستید. تجربه‌ی این احساسات، کاملا طبیعی است. در واقع اگر جایگاه شغلی شما به یک رهبر تغییر کند و در عین حال هیچ احساساتی نداشته باشید؛ آن وقت است که باید نگران شد!

در این مقاله کنار هم بررسی خواهیم کرد چگونه این احساسات را کنترل کنیم و رهبری بی‌نظیر برای تیم خود باشیم.

اساسا رهبری جمعی از افراد، یک چالش بزرگ محسوب می‌شود. زیرا شما نمی‌دانید قرار است چه چالش‌هایی را با اعضای تیم خود پشت سر بگذارید. پس بهتر است قبل از ورود به نقش رهبری، مهارت‌های زیر را در خود تقویت کنید.

1- توجه به ارزش‌های تیم

ارزش‌ یعنی شما چه کاری انجام می‌دهید و چرا می‌خواهید آن را انجام دهید؟!

اگر هنوز نمی‌دانید ارزش‌های تیم شما چیست، سعی کنید آن‌ها را بشناسید و تعیین کنید؛ سپس وارد نقش لیدرشیپ شوید.

برای آشنایی بیشتر با ارزش آفرینی در کسب و کارها، توصیه می‌کنیم این مقاله را مطالعه کنید.

زمانی که ارزش‌های خود را تعیین کردید؛ به آن‌ها بچسبید و رهایشان نکنید. زیرا در این صورت، نقش خود را به عنوان یک رهبر به نحو احسن ایفا خواهید کرد. در واقع این ارزش‌های شما هستند که ماموریت و چشم انداز شما را شکل می‌دهند.

به خاطر داشته باشید که ارزش‌ها باید همسو با هم باشند؛ زیرا قرار است آینده‌ی کسب و کارتان را بسازند. ارزش‌ها، باورهایی اصیل هستند که رفتار، ارتباطات و محیط سازمان شما را به تصویر می‌کشند.

پس ارزش‌های سازمان خود را بشناسید و بدانید در چه جایگاهی قرار گرفته‌اید؛ این باعث می‌شود آن چه می‌گویید و آن چه به آن عمل می‌کنید، در یک راستا باشد.

2- خودآگاهی

افراد زیادی معتقدند که کارآمدترین رهبران، آن‌هایی هستند که مهارت‌های ارتباطی خوبی دارند. کسی منکر این قضیه نیست؛ ولی بیایید یک قدم فراتر برویم. در واقع رهبر خوب کسی است که تا حد زیادی به خودآگاهی دست یافته است. کسی که خودآگاهی نداشته باشد؛ نمی‌تواند با اعضای تیم خود به خوبی ارتباط بگیرد.

این خودآگاهی باعث می‌شود بتوانید از ظرفیت‌ها و مهارت‌های تیم خود، حداکثر استفاده را ببرید. برای مثال ممکن است شما به عنوان یک رهبر، در سنی باشید که دیگر فرصت کافی برای کسب مهارت‌های جدید نداشته باشید. در این صورت می‌توانید این گپ‌ها را به کمک اعضای بااستعداد تیم پر کنید.

اگر خودآگاهی داشته باشید، می‌دانید که دقیقا قرار است چه نگرشی را در اعضای تیم ایجاد کنید. 

با خودآگاهی به این نگرش خواهید رسید که قرار نیست یک رهبر در همه چیز عالی باشد. بلکه یک رهبر موفق، روی مهارت‌هایی که دارد تمرکز می‌کند و برای باقی کارها و مهارت‌ها، پتانسیل اعضای تیم خود را به کار می‌گیرد.

حال ممکن است برایتان سوال شود از چه طریقی به این خودآگاهی دست پیدا کنیم؟

یک سری ابزارهایی برای این کار وجود دارد. از جمله تست‌هایی که به ما کمک می‌کنند خودمان را بشناسیم. پیشنهاد می‌کنیم برای آشنایی با انواع این تست‌ها، سری به لینک‌های زیر بزنید:

چگونه برای خود پروفایل خودآگاهی بسازیم؟ (قسمت1)، (قسمت2)، (قسمت3)

3- ارتباط موثر

برای برقراری ارتباط موثر با اعضای تیم، باید این دو مورد را رعایت کنید:

  • فقط %20 از یک ارتباط موثر، پیامی است که شما می‌خواهید منتقل کنید.
  • 80% بقیه‌ی یک ارتباط موثر، در واقع مهارت خوب شنیدن است.

بهتر است بدانید بدترین احساسی که کارمندان و اعضای تیم در یک سازمان تجربه می‌کنند؛ این است که به خوبی توسط رهبر خود شنیده نمی‌شوند. بنابراین برای اعضای تیم خود وقت بگذارید، حرف‌هایشان را گوش بدهید و به آن‌ها این اطمینان را بدهید که برای شما و سازمان، ارزشمند هستند.

ختم کلام

بیشتر افراد متخصص در زمینه‌ی رهبری و لیدرشیپ، معتقدند که یک رهبر موفق، باید ارتباط خوبی با چشم انداز و ماموریت سازمان برقرار کند.

شما به عنوان یک رهبر خوب باید کاری کنید که هر یک از اعضای تیم این احساس را داشته باشد که نقش آن، چه تاثیر بزرگی در سازمان ایفا می‌کند. دقیقا حکایت آن ضرب المثل معروف ژاپنی که می‌گوید:

به خاطر میخی نعلی افتاد،

به خاطر نعلی اسبی افتاد،

به خاطر اسبی سواری افتاد،

به خاطر سواری جنگی شکست خورد،

به خاطر شکستی مملکتی نابود شد

و همه‌ی این ها به خاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود...

این را هم به خاطر داشته باشید که یک فرمول واحد و مشخص وجود ندارد که شما آن را طی کنید و نهایتا به یک رهبر خوب تبدیل شوید! رهبر بودن به این بستگی دارد که شما چه کسی هستید و چه نگرشی را می‌خواهید در تیم خود ایجاد کنید. ولی با داشتن مولفه‌هایی که گفتیم، یعنی دانستن ارزش‌ها، خودآگاهی و ارتباط و گوش دادن موثر، می‌توانید یک قدم در این مسیر جلوتر باشید.

دقت کنید که در تله‌های مدیریتی گیر نکنید و بیش از همه سعی کنید که به عنوان یک رهبر واقعی، برای تیم خود الهام بخش باشید.

سارا درجزینی

سارا درجزینی

سارا هستم؛ دانشجوی داروسازی دانشگاه شهید بهشتی. در زندگی‌ام به خیلی از حوزه‌ها سرک کشیده‌ام و به خیلی چیزها علاقه دارم ولی از یادگیری چند چیز خسته نمی‌شوم؛ اقتصاد، مارکتینگ، فیلم‌دیدن و البته زبان‌های مختلف! باور دارم مهم‌تر از اینکه کجا، چه کاری انجام دهیم؛ این است که ارزشمند باشیم و ارزش بیافرینیم چرا که در نهایت به قول اندی در رستگاری در شاوشنگ "چیزای خوب هیچ‌وقت نمی‌میرند!"